۴٠، سن کمال آدمی ست!
-
تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 9:50
تنها دلم برای شما تنگ میشود رَبِّ اَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ اَخْرِجْنی مُخْرَجَ صدْقٍ آخرين مطالب به دستان بازترت... ۴٠، سن کمال آدمی ست! نشانی خواستن یا نخواستن؟! ناله؟! بنده همیشه طلبکار توکل نه نظری دارم، نه نظری میخوام؟! خویشتنداری بهترین جواب به خودته هیچی نیستم۲ لینک دوستان قالب وبلاگقا...
به دستان بازترت
-
تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 9:50
تنها دلم برای شما تنگ میشود رَبِّ اَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ اَخْرِجْنی مُخْرَجَ صدْقٍ آخرين مطالب به دستان بازترت... ۴٠، سن کمال آدمی ست! نشانی خواستن یا نخواستن؟! ناله؟! بنده همیشه طلبکار توکل نه نظری دارم، نه نظری میخوام؟! خویشتنداری بهترین جواب به خودته هیچی نیستم۲ لینک دوستان قالب وبلاگقا...
ناله
-
تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 0:35
مروری بر ناله؟! و نکات مهم آن را در ادامه بخوانید.السلام علی المهدی و علی آبائهآمدم بگویم اینکه هستم لطف خداست و نگاه شما که امروز تولدتان بود وگرنه که من شاکی و اهل ناله و طلبکار را چه به نعمت حیات؟! و خدا خودش شرح داده که ما را باطل نیافریده است. و ما نباید این ودیعه ازرشمند حیات را تلف کنیم اگر ل...
خواستن یا نخواستن
-
تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 0:35
اگر میخواهید درباره خواستن یا نخواستن؟! اطلاعات بیشتری کسب کنید، این مطلب را تا انتها مطالعه کنید.السلام علی المهدی و علی آبائهامروز قلبتان سنگین و پر درد بود و شرمنده که نتوانستم برای تسکینتان کاری کنم. دو سال پیش همین اواخر دهه اول محرم بود که مشهد بودیم. توی حرم هر چه کردم، دلم نیامد از امام رضا...
نشانی
-
تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 0:35
اگر به دنبال شناخت بهتر نشانی هستید، این مطلب را مطالعه کنید.السلام علی المهدی و علی آبائهآقاجان، دیروز وقتی اون عزیز که عزیز بودنش برا من رنگ و نشونه شما داشت، بهم اظهار داشت «بی ارزشی(کارا و تمامت)»، نابود شدم. دست راستم شدید درد میکرد تا وقتی که شب خوابیدم. دست چپم بی حس بود و یه چیز سنگین تو گلو...
به دستان بازترت...
-
تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 0:35
اگر میخواهید درباره به دستان بازترت... اطلاعات بیشتری کسب کنید، این مطلب را تا انتها مطالعه کنید.السلام علی المهدی و علی آبائهسلام سعیده جون. الان ساعت سه و دوازده دقیقه روز پنجشنبه بیست و پنجم تیرماه. دلم گرفته و میدونی انقدر علت این قبض پیچیده است که ناظهار داشتنیه. رهبرمون میبیان کردن شهدا دستشو...
خدای همیشه همراه
-
تاریخ: 1403/3/12 ساعت: 13:39
به نام حضرت دوستالسلام علی المهدی و علی آبائهسلام بر خدایی که همیشه حتی فردا همراه من است، سلام بر امام رضایی که امشب به او خواهش کنان تقاضایم را گفتم، سلام بر شهید گمنامی که سالهاست سر مزارش مینشینم و دیروز با آنکه زیاد اهلش نیستم، با خطاب داداش از او خواستم که همراهیام کند و سلام بر حضرت مهدی علیه...
بنده همیشه طلبکار
-
تاریخ: 1402/11/5 ساعت: 21:22
به نام حضرت دوستالسلام علی المهدی و علی آبائههمیشه طلبکار شمایمبدون اینکه خاصیتی داشته باشم برایتانبا کولهباری سنگین از گناهو پر شده از حبابهای تیره و تار ریا،خودفریبی و عوامفریبی.خدا جانم و آقای مهربانمدر این تنهایی و بیکسی و طرد شدگیرهایم نکنیداللهم صل علی محمد و آل محمداللهم عجل لولیک الفرجیاعلی ...
توکل
-
تاریخ: 1402/7/10 ساعت: 15:38
به نام حضرت دوستالسلام علی المهدی و علی آبائهسلام آقاجان، سلام مولای آقای مهربانم(عج)خیلی زودتر از اینها میخواستم دست به قلم شوم اما از ساعتی که به وبلاگ آمدم، مشغول خواندن کامنتهای مهربان یک استاد که پاچه خواری دوس نداشت و کامنتهای یک دوست قدیمی شدم. چقدر شیرین... بگذریم.انقدر دلم گرفته و فضاهای کم...
خویشتنداری بهترین جواب به خودته
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 8:10
به نام حضرت دوستالسلام علی المهدی و علی آبائههوا گرم بود. خیلی گرم. تیرماه است دیگر و گرمایش. دو روز بود حنانه دوباره که نه، هزار باره حال خوشی نداشت. کرونا بود یا ضعف و تب و گلودرد؟ نمیدانم. جمعه تا صبح چندین بار حالش بد شد. صبح عازم کلینیک شدیم. داروهایش گیرنمیآمد و بیمارستان هم شلوغ بود. رفتیم ب...
نه نظری دارم، نه نظری میخوام؟!
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 8:10
به نام حضرت دوستالسلام علی المهدی و علی آبائهبه یه جایی میرسی که دلت میخواد در عین حالی که با همه اوکی هستی، اما کار خودت رو بکنی. در مورد کارات با کسی صحبت نکنی و در حد امکان در مورد کاراشون ازت نظری'>نظری نخوان. این فاز بهت آرامش میده. تازه کلی هم باعث غافلگیری خودت و بقیه میشه. تو از کارای اونا ت...
مبارزه همه جا لازم نیست
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 22:24
به نام حداسلام بر مهدی(عج)چندباری خانم همسایه آمده و خواهش کرده تا من و خواهرم عضو بسیج تازه تاسیس مسجد حضرت اباالفضل خیابان باهنر شویم. من وقتهایی که حالم بطلبد برای نماز به آنجا میروم اما بسیج را نه... چندروز پیش مادرم نبود و من سر کامپیوتر بودم. به خیال خودم که مغزم کوچک است داشتم یک برنامه لابلا...
هیچی نیستم۱
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 22:24
به نام حضرت دوستالسلام علی المهدی و علی آبائهبی حوصله که باشم حرف نمیزنم. بیخیال میشم و میرم تو اتاق. نم نم چشمام خیس میشه ولی کنترل میکنم که باد نکنه. بی حوصله بودن یه آدم شلوغ و پرانرژی خیلی به چشم میاد. وقتی تو تمام انرژی خونه باشی. بی حوصله بودن امروز رو از دولت آباد اوردم خونه. علتش هم مهم نیس...
هیچی نیستم۲
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 22:24
به نام حضرت دوستالسلام علی المهدی و علی آبائههر وقت خدایا خواستم باهات حرف بزنم، صدتا آدم قطار شدند تو ذهنم. تو رو که نمیشناسم فقط مثل شبان داستان موسی و شبان میتونم بگم همه چیزم فدات... فکر کن اونم درست وقتی هیچی نیستم. اگه موسی بود میگفت این چه ژاژ است...خدایا دلم گرفته دلم شکسته و محضر تو کلیسا ن...
امروز
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:22
به نام خدا جمعه بازیگر مورد علاقه دوران نوجوونیم مهمون دورهمی بود. باورم نمیشد ابوالفضل پورعرب انقدر درون گرا و حساس باشه. امروز از ۸ تا ۶ جامع داشتیم. مرحله کتبی. خیلی خسته ام. یه درس تو سرفصل نبود و اومده بود. تا حالا سابقه نداشت چهار درس رو امتحان بگیرند. امروز حالم از یه چیزی گرفته شد. خیلی.
دلتنگی...
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:22
به نام خدایی که دلم میخواد نگفته و ننوشته صداهای نامفهوم و مبهم و گریه دار دلمو بشنوه... نمیتونم بنویسم با اینکه خیلی سنگینم... و به نام عزت بخش بی همتا...
مولای من
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:22
به نام حضرت دوست سلام آقاجان دلم براتون خیلی تنگ شده. شمام دلتون برام تنگ میشه؟! انقدر حرف هست برا گفتن ولی بغض سنگینم نمیذاره بگم... خستم...دلم فقط برا شما تنگ شده نه هیچکس دیگه ای. لابلای همه نوشته هام اونجاش که تویی آرومم اونجاش که خودمم ناآروم. ح
سلااااام سال نو مبارک دفترچه یادداشت مجازی من:)
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:22
به نام حضرت دوست سلام عزیزم خوبی؟ دیروز یه برات دنبال تم جدید گشتم. اما چیزی به دلم ننشست. تازه تو که زیاد منو نمیبینی. پس تم هر چیزی باشه فرقی نداره برات. از اول سال خیییلی دلم میخواسته بیام بنویسم. کلی مطلب تو ذهنم اومده اما اصلا حال نوشتنم نبوده.
حقیقت؛ نه مجاز است!
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:22
به نام خدایی که خیلی دوستش دارم از قدیم عادت داشتم واژه ها را در ذهنم تصور کنم. راستش در دنیای اضدادی که برای خودم ساخته بودم همیشه "مجاز" یک غول بی شاخ و دم و یک اژدهای هفت سر بود که مرا زنداتی کرده بود. یک روز "حقیقت" می آمد با لباس سفید و لبخند و
خدایا من...
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:22
به نام خدا درد که بیاید روی دردهای 30ساله ات، دیگر دنبال تسکین نمیروی تسلیمش میشوی. اصلا پشبمان میشوی که چرا سی سال مبارزه کرده ای؟ "منم من سنگ تیپا خورده رنجور" تمام حسرتهایم رنگ اعتمادهای سبزی است که پای آدمهایی که واقعا دوستشان داشته ام با آبی صدا