اگر به دنبال شناخت بهتر نشانی هستید، این مطلب را مطالعه کنید.
السلام علی المهدی و علی آبائه
آقاجان، دیروز وقتی اون عزیز که عزیز بودنش برا من رنگ و نشونه شما داشت، بهم اظهار داشت «بی ارزشی(کارا و تمامت)»، نابود شدم. دست راستم شدید درد میکرد تا وقتی که شب خوابیدم. دست چپم بی حس بود و یه چیز سنگین تو گلوم بود با اینکه کلی گریه میکردم اما گلوم سنگین بود. انقدر بده کسی که بخاطر شما برام عزیز شده بهم بگه بی ارزش. این فروریختن بی انتهاست وقتی به تمامی بودی معنوی بودی. مثل سقوطایی که تو زندگی پس از زندگی، آدمایی که خودکشی کردند، تجربه میکنند. همونقدر تلخ و سنگینه. عصرش باید برای کمک توی کاری با بقیه میرفتم بیرون اما انقدر کلافه بودم و بی اختیار و بی اختیار اشکم میومد و چشما و سرم درد داشت و خودم رو بی ارزش ترین میدیدم که تا کسی نظری و کاری میخواست میبیان کردم نظرم و کارم بی ارزشه من بی ارزشم، و گریه بی وقفه و بی اختیار. حتی صبح که با مامان رفتیم براش دکتر و... خیلی سنگین بودم و اگر دیشب رفته بودم هیئت شاید کمتر درد میکشیدم.

امشب با وجود اینکه کلیدیون داشتیم با وجود دو روز اشک و بغض سنگین و مچالگی، تمام توانمو جمع کردم و تا قائمیه رفتم. از لحظه ورود تا لحظه خروج اشک ریختم و با تمام دلم برا اون عزیزی که تبیین داد بی ارزشم دعا کردم. تو دلم بود: یعنی برا امام حسین و امام سجاد و صاحب حسینیه که شما باشید هم بی ارزشم؟ که یهو همبنطوری که زیر چادر بغض سنگینمو زار میزدم یه نفر با پرچم تبرکی گنبد امام حسین(ع) اومد.
یعنی واقعا خواستید بگید میدونید همه قلبم و دردایی که داره رو؟ یعنی حواستون بود و طردم نکردید؟ یعنی براتون ارزش دارم؟ پس صاحبان نشانی آرامش بخش و آنی امشب، شما که همه این سالها شاهد نیاتم بودید، کمکم کنین. من کسی رو جز شما ندارم.
اللهم عجل لولیک الفرج
یاعلی
جدیدترین جزئیات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن گزارش آمده است.
این مطلب به بررسی آخرین اطلاعات منتشر شده درباره نشانی میپردازد.
این موضوع در روزهای اخیر مورد توجه رسانهها و مخاطبان قرار گرفته است.
برچسب:
نویسنده: پارسا شریعتی